آنتاگونیست و پروتاگونیست در جعبه ی جادو
این مقاله در شماره ۴۲۷ مجله سینما رسانه منتشر شده است
عادل فردوسی پور، رضا رشیدپور، محمدرضا شهیدی فرد، مرتضی حیدری، کامران نجف زاده... این نامها شما را به چه افکاری نزدیک میکنند؟ حضور آنها در یک برنامه، چه پیش قضاوتی درباره ی موضوع و ساختمان آن ایجاد میکند؟
مجری به مثابه «شخص محوری» در مفاهیم دراماتیک، از ارکان یک گفتگوی تلویزیونی محسوب میشود. «مجری» با «گوینده» تفاوت دارد و وقتی از مجری سخن میرانیم پیشینه ی کاری، سوابق تحصیلی، موقعیت اجتماعی– فرهنگی، شخصیت و ویژگیهای او بسیار مورد توجه قرار میگیرد، فرمت و ساختمان این برنامهها، اغلب زنده و بر پایه ی شخصیت مجری است، به همین دلیل اینگونه برنامهها ناخودآگاه با نام مجری در عنوانشان شناخته میشوند، آمار عنوانها در طول تاریخ تاک شوها، به عنوان دراماتیک ترین نوع گفتگوهای تلویزیونی، دلیلی بر اهمیت این مسئله است. در واقع شاید با توجه به نقش تعیین کننده ی مجری در نوع گفتگوی تلویزیونی، دوکلمه ی مجری و فرم بتوانند در نهایت، تعریف دقیق ساختار و محتوا را تعیین نمایند.
***
در تعریف مجری در یک گفتگوی تلویزیونی با یک شخصیت دراماتیک مواجهیم که حقطلب و افشاگر است و... ویژگیهای رفتاری و شخصیتی او در روند برنامه و محتوای آن تأثیرگذار است بطوریکه به نوعی، عامل تعیینکننده موضوعات، جهتگیری و نوع محتوای برنامه نیز میباشد. لازم به ذکر است که در درام به مفهوم کلاسیک آن، شخصیت یا قهرمان، معنای خاصی دارد و دو دسته متمایز و اصلی را شامل میشود یکی در تراژدی و دیگری در کمدی؛ و شخصیت بهطورکلی و جدای از دستهبندیهای داخلی در هرکدام از این موقعیتها، ویژگیهای خاصی دارد.
مجری دو بعد دارد یکی شخص خودش به عنوان یک مجری یا حتی یک مصاحبه کننده، با همه ویژگیهای معمول که دارد، (از شکل ظاهری گرفته تا نحوه حرف زدن و تفکرات و قضاوتها و جهان بینی شخصی) و دیگری بعد نمایندگی اوست که از جانب مخاطبان حرف میزند. البته حالت دیگری هم هست که او را نماینده ی رسانه میداند، که در این صورت باید شرایط رسانه و مخاطبان و اهداف فرستنده و گیرنده و نوع تأثیر گذاری پیام را بررسی کرد، این نوشتار البته نمایندگی مخاطبان را بر نماینده ی رسانه بودنش ارجح میداند چراکه مجری، لزوماً نماینده مخاطبان است یا لااقل اینگونه مینماید، یا قاعدتاً باید بنماید!!
در بعد شخصی، مجری انسانی است با ویژگیها و خلق و خوهای خود، که میتواند موقر، محجوب، قانع، ناراضی و... باشد و عادات و قضاوتهای شخصی خود را حفظ کند، منظور این است که ویژگی خاص یا قطعی برای او متصور نیستیم. اما در بعد نمایندگی اش برای مخاطبان، دیگر فقط خودش نیست و باید فداکارانه و ایده آل گرایانه و در نهایت رفتار انسانی عمل کند، او باید حق طلب باشد و ذره ای از مواضعش عقب نشینی نکند، سازش در کار او وجود ندارد و در این مورد از منظر دراماتیک با شخصیت تراژدی قابل مقایسه است.
مجری به نوعی نماینده مردم است و از اعلام نظر آنها اعتبار میگیرد و جسارت پیدا میکند و همواره در کوران انتقادات شدید و حتی خطرات، باز هم مدافع حقوق مخاطب مانده و مسامحه نکند و علاوه بر حفظ روحیه ی فروتنی باید خدمتگذار مردم باقی بماند. اینها ویژگیهای مجری به عنوان قهرمان(شخصیت اصلی درام) است، که در صدد تغییر اوضاع است، او سئوال میکند و موضوع را به چالش میکشد تا حقیقت را پیدا کند، البته این لزوماً به معنی مخالفت نیست بلکه جستجوی حقیقت و نوعی کنجکاوی است و طرف مقابلش، میتواند طبق تعریف مکی «در مقابل خواست شخص محوری» فرض شود، مثلاً همان طور که در انواع مناظره اتفاق میافتد، یا اینکه در مفهوم «شرایط موجود» (آداب و رسوم و نظام اجتماعی و نه یک انسان) باشد.
رأی مردم به مجری در تلویزیونهای خصوصی، اقبال مردم در نظر سنجیها و میزان پولی است که بینندگان برای حق پخش برنامه پرداخت میکنند و در تلویزیونهای غیر خصوصی مثل تلویزیون ایران که سیستم حمایت مالی متفاوتی دارد از ارتباطات مردمیبا برنامه، نظر سنجیهای مردمیو البته ارزیابیهای سازمانی به دست میآید. این اعتبار به مجری جسارت میدهد و برای او حق ایجاد میکند، و این او را بسیار قدرتمند مینماید! او باید خدمتگذار مردم بماند و از قدرتش استفاده غیر نکند، بنابراین جدای از تعهدات اخلاقی که او به مردم و سازمان دارد باید قوانین سازمانی خاصی نیز برای او متصور شد و البته لازم به توضیح نیست که مصونیتهایی را هم باید برای او قایل شد.
نقش تعیین کننده
«شخصیت» میتواند منبع طرح و ساختمان اثر باشد، ارسطو هم البته با اینکه «داستان» را مهم ترین عامل میداند ولی به شخصیت و شخصیت پردازی اهمیت خاصی داده که در ادامه به آنها اشاره میکنیم.
مجری شروع کننده گفتگوست و بخش «آغاز و معرفی» را تحت کنترل دارد، در «میانه»ی ماجرا هم اوست که هرجا لازم باشد بحث را عوض میکند، شیوهی گفتگو و سبک خاصی را به گفتگو القاء میکند، چالش و بحران ایجاد میکند، سخنگوها را انتخاب میکند، زمان بندی و تنظیم ریتم گفتگو در کنترل اوست و بهطورکلی به فرمول بندی و قاعدهمندسازی گفتگو میپردازد.
مجری به عنوان مسئول پيشرفت منظم بحث، پاسخهایی را كه مستقيماً به زمينۀ بحث مربوط نمي شود قطع مي كند، تا گفتگو را به همان تسلسل فرمول بندي شدۀ فرا استدلالي موضوع مباحثه برگرداند. نکتهی مهم دیگر عکس العمل مجری و ميزان حساسيت او، نسبت به خطر بالقوۀ افت ريتم و رشته رشته شدن بحث با بيان اتفاقي موضوعات و مثالها است، اين موقعيتي است كه او مانع به وجود آمدنش مي شود، خصوصاً در برنامههايي كه چندين كارشناس در آن شركت دارند و موضوعات متفاوتي مورد بحث مي باشد؛ و واضح است که جمله های خودش نیز باید در نهایت ایجاز و ارتباط با روایتی است که برگزیده، باشد.
هفته ی آخر تیرماه بخشی از برنامه ی صبحگاهی سلام تهران، از صدا و سیما پخش می شد؛ یک مجری عمومی وجود داشت و یک مجری دیگر که مختص یکی از بخشهای موضوعی برنامه است به نام دکتر بارانی و یک کارشناس به نام دکتر فیاضی. موضوع گفتگو، مدیریت زمان بود و کارشناس در حال بازگو کردن تفاوتهای اخلاقی و رفتاری ایرانیها با اروپاییها از زبان نویسنده ای اروپایی.. شاید اشاره به پیاده شدهی بخشی از این گفتگو زیاد بد نباشد. به نوع ادارهی روند گفتگو توسط مجری، دقت کنید؛ کاملاً برعکس توضیحات بالاست؛ اتفاقی که در صداوسیما، خصوصاً در برنامه های صبحگاهی، کم نیست!
*(علامت کروشه نشانه ی قطع صحبت یکی از طرفین، پرانتز نشانه ی مکث و ستاره نشانه خنده است.)
کارشناس .. این مستشرق و ایران شناس اشاره می کند که در سفرم به ایران، تفاوت های زیادی بین رفتارهای اروپایی و ایرانی دیدم. ایرانیها خیلی نگران گذشت زمان و به سرعت نتیجه گرفتن از کار نیستند و با خوشگذرانی خاصی به کار میپردازند.. این مسئله.. شما میدونین، در کارهای دسته جمعی که نیاز به زمانبندی داره، خیلی نمود پیدا می کنه[
مجری2 ¬ ]..اِ.. آقای دکتر این مال چند سال پیش می شد؟
کارشناس خوب ایشون اواسط دوران ناصر الدین شاه در ایران بوده ..
مجری2 ¬ یعنی دقیقاً چه سالی؟
کارشناس فکر می کنم سال هزارو هشتصدو هفتادو ... دقیقش یادم نمی یاد!..
مجری2¬ اوم.. یعنی... بله حدودِ.. آقای دکتر میشه گفت از 150 سال پیش تا حالا مردم ما زمانشونو تلف می کردند!
کارشناس بله خوب.
هرسه ***
کارشناس یه جا دیگه بعد از دیدن بازار میگه: بازاریها ساعات اول کار، کارشون رو با لَم دادن و خستگی شروع می کنند. اینها همه..[
مجری2¬ ] یه چیزی یادم اومد الان آقای دکتر. یادم میاد، یه نویسنده ی ایتالیایی هم مشاهداتش رو از ایران نوشته بود، تازه اونها خیلی از نظر فرهنگی به ما شبیه هستند
مجری1¬ بله شبیهترین رفتارها رو نسبت به سایر کشورهای اروپایی، به ما دارند، مثلاً در روابط خانوادگی و..[
مجری2¬ ]** آره..(...). با این حال با تعجب میگه مردم اینجا سرِ ظهر، کارو زندگی رو وِل می کنند و می خوابند!
کارشناس ** مدیریت زمان با تغییر عادت ها همراهه برای کار گروهی .. [
مجری1¬ ] ببخشید آقای دکتر بحثهای شما بسیار جالب هستند آدم دلش نمییاد صحبتـتونو قطع کنه ولی اشاره میکنند که... یک دقیقه بیشتر.. چقدر؟ (.....) بله همون یک دقیقه فرصت داریم که جمع بندی بفرمایید.
مجری2 فقط اگه لطف کنید یهجور مختصر، که منم بتوم چند کلمهای با بینندگان صحبت کنم.
کارشناس خواهش می کنم..(..) خوب نکتهای که دوست داشتم حتماً مطرح کنم رو تو این فرصت میگم.. تو این سفرنامه اومده که ایرانی ها بله می گن ولی نه عمل می کنند.. جالبه! مثال هم می زنه و بیشتر منظورش به همون عدم اهمیت زمانِ..
...
قسمتهایی که با فلش مشخص شده است کاملاً موضوع «مدیریت زمان» را در دقایق پایانی گفتگو، از روند اصلی خارج میکند و به حاشیه میکشاند، طوریکه مبحث نیمهکاره میماند! به نظر میرسد برای ایجاد تعامل و جذاب کردن گفتگو، مطرح میشوند و اشکالی هم ندارد، ولی نه در دقایق پایانی و درشرایطیکه مجری، به عنوان مسئول زمانبندی، حدس میزند روند صحبتهای کارشناس ناقص میماند، خصوصاً که با دقت در نوع پاسخهای کارشناس، و البته شاید به دلیل تخصص حرفهای او، متوجه تلاش او برای به سرانجام رسیدن گفتگو نیز هستیم. در چنین جریانی و با دیدن این تلاش و آن زمان بندی! فلش آخر، ضربهی آخر را هم می زند، به نظرشما وقت عوض کردن شبکه نیست؟
تعریف بینندهی این برنامه از مجری و هدف او، در مقابل کارشناس، چه خواهد بود؟ آیا او درست و هوشمندانه عمل کرده است؟ آیا مخاطب را به هدفِ رسیدن به آگاهیِ لازم در زمینهی مورد بحث نزدیک کرده است؟آیا با این اوصاف، او در جایگاه پروتاگونیست عمل کرده است؟
انشاالله ماه آینده به آنتاگونیست، میهمان یا کارشناس برنامه میپردازیم چراکه با توجه به تعالیم دراماتیک، طرفین یک موقعیت دراماتیک، باید همسنگ و هم قدرت باشند، برخورد دراماتیک نیز زمانی اتفاق میافتد که طرفین از قدرت بالایی بر خوردار باشند.
ادامه دارد...
یک روز در بهشت تو پروانه بوده ایم